|
معتقدم . به آمدنت . حتا در ساعته 25
|
من و تو خالقه اینهاییم . معنا دهنده . ترویج دهنده .
۲۵ . یعنی ساعته اضافی . ساعتی که تمام کارها انجام شده و حالا بیکاری ...
چرا که آمدن به اینجا ضروری نیست . اما برای من منطقه ای امن و از برای شما
بهانه ای برای منت نهادن و البته ادامه دوستی .
۲۵ . یعنی ساعته اضافی . ساعتی که انتظارش را نداری و هرلحظه منتظر سوت
پایانی . و وصالی غیر منتظره . چرا که مزه این نزدیکی برای من بس شیرین است
هر چند او گوشت تلخ باشد و البته پشیمان .
۲۵ . یعنی ساعته اضافی . ساعتی که برای خودم قرارداد کردم تا شبهای طولانی
تا زندگی طولانی . تا متفاوتی . تا پیرو نبودن از دنیایی که حرف تا عمل فاصله ای
بسیار طولانی دارد و البته خود فریبی مزمن .