معتقدم . به آمدنت . حتا در ساعته 25
داستان از این قراره که ما یک همسایه ای داشتیم سالها پیش

و این همسایه یک دختری داشت و ادامه ی ماجرا رو که خودتون میدونین !

bahram

+ دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ _ 1:24 _ عمو بهرام |


براستی که راستی چیز بسیار مزخرف و دست و پا گیر است !

براستی که راستی چیز بسیار مزخرف و دست و پا گیر است !

bahram

دومین پی نوشت تاریخ وبلاگ :

اومدم ادبی بنویسم یهو فکر کردم جای کسره چقدر میتونه مهم باشه

+ شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۸ _ 0:2 _ عمو بهرام |


گر هم گله ای هست

                           دگر حوصله ای نیست

گفتم یه چیزی بگم که بدونید زندم - همین

+ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸ _ 2:2 _ عمو بهرام